امام زاده آقا سید حسین زرگ (از آرشیو ایسنا)

...............امام زاده زرگ سکوت و آرامش ، آب وهوای کوهستانی و خنک و جذابیت خاص روستای زرگ و از طرفی معنویت امامزاده این روستا همه و همه به نحوی است که هر مسافر و میهمانی را به خود جذب می نماید. این روستا قبل از زلزله مهيب و ويرانگر سال 1357 طبس، جزء زيباترين روستاهاي شهرستان بود كه در اثر زلزله، روستا ويران و تعدادي از ساكنان آن از بين رفته و مابقي ، به ديگر نقاط مهاجرت اجباري كردند. در حال حاضر به لحاظ وجود بقعه آقا سيد حسين (از اولاد موسي بن جعفر) و پیگیری های هیئت امنای این امامزاده و همکاری مسئولان شهرستان طبس و استان یزد از شبکه آبرسانی اصفهک به طبس آب شرب منطقه تامین گردیده است.
لازم به ذكر است كه دشت اصفهك و زرگ يكي از مناطقي است كه آب منابع زيرزميني آن شيرين و با كيفيت و قسمت بزرگي از شهر و روستاهاي اطراف را تأمين مي كند. وهمه روزه مخصوصا در روزهاي تعطيل ده ها نفر از زائران عاشق و دلسوخته به پابوسي این امامزاده مي شتابند.
امام جماعت اين آستانه كه بعد از زلزله سال 57 مسئوليت پيگيري و بازسازي بقعه را به عهده گرفته و پدر و پدربزرگ و جدش بيش از 50 سال افتخار خدامي و جاروكشي اين آستان را به عهده داشته، می گوید : در قديم سينه به سينه و نسل به نسل ايشان را امامزاده آقا سيدحسين مي خواندند و يكي از اولاد و نوادگان حضرت موسي بن جعفر است، اما به لحاظ اين كه در وسط كوه واقع شده و در مسير تاريخ نويسان قديم نبوده كمتر در كتب قديمي شرحي درباره اين روستا و امامزاده اش چيزي نوشته شده است، يا لااقل ما نديده ايم.
سيدمحمود رحيمي روحاني ادامه می دهد پس از آنكه حضرت امام رضا(ع) در خراسان به ظاهر ولايتعهدي را پذيرفت، اولاد ائمه طاهرين خاصه فرزندان و نوادگان حضرت موسي بن جعفر كه ايشان داراي فرزندان زيادي بودند از مدينه راهي ايران و بالاخص سرزمين مقدس خراسان مي شوند كه پس از قضيه شهادت مظلومانه امام رضا(ع) آنان تحت تعقيب قرار گرفته و هر كدام در نقاط مختلف و عمدتاً كوهستاني به شهادت مي رسند.
 وي در ادامه به چند مورد از كرامات و معجزات آقا سيدحسين اشاره مي كند و مي گويد كه افراد زيادي از اين آستانه شفا يافته و يا به حاجات و خواسته ها و گمشده هاي خود رسيده اند.
وي مي گويد: در حال حاضر 14 زائرسرا با امكانات لازم در منطقه احداث شده و ساخت دیگر زائر سراها نیز هنوز ادامه دارد. سيدمحمود رحيمي بيان مي دارد كه به مناسبت هاي مختلف گروه ها، خانواده ها و هيئت هاي زيادي براي زيارت و گذراندن اوقات به اين جا مي آيند و نذر خود را ادا كرده و ديگ هاي حليم در اينجا بر پا مي كنند..........

زنان و فرزندان حضرت موسی بن جعفر ( ع )(ازاینترنت)


تعداد زوجات حضرت موسی بن جعفر ( ع ) روشن نيست . بيشتر آنها از کنيزان بودند که اسير شده و حضرت موسی کاظم ( ع ) آنها را مي خريدند و آزاد کرده يا عقد مي بستند . نخستين زوجه آن حضرت " تکتم " يا " حميده " يا " نجمه " دارای  تقوا و فضيلت بوده و زنی بسيار عفيفه و بزرگوار و مادر امام هشتم شيعيان حضرت رضا ( ع ) است . فرزندان حضرت موسی  بن جعفر را 37تن نوشته اند : 19پسر و 18دختر که ارشد آنها حضرت علی بن موسی  الرضا ( ع ) وصی و امام بعد از آن امام بزرگوار بوده است . حضرت احمد بن موسی ( شاهچراغ ) که در شيراز مدفون است . حضرت محمد بن موسی نيز که در شيراز مدفون است . حضرت حمزه بن موسی که در ری مدفون مي باشد . از دختران آن حضرت ، حضرت فاطمه معصومه در قم مدفون است ، و قبه و بارگاهی با عظمت دارد . ساير اولاد و سادات موسوی هريک مشعلدار علم و تقوا در زمان خود بوده اند ، که در گوشه و کنار ايران و کشورهای اسلامی پراکنده شده ، و در همانجا مدفون گرديده اند ، روحشان شاد باد .

آمدم ای شاه پناهم بده

آمدم ای شاه پناهم بده

خط امانی زگناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان

دور مران از در و راهم بده

لایق وصل تو که من نیستم

اذن به یک لحظه نگاهم بده

لشکر شیطان به کمین من است

بی کسم ای شاه پناهم بده

در شب اول که نهندم به قبر

نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطا بخش همه عالمی

جمله حاجات مرا هم بده

اعضای هیات امنای امامزاده سیدحسین(ع)زرگ طبس را بشناسیم


۱:حجه الاسلام سید محمود رحیمی(متصدی وکلیددار وخادم  محل سکونت:روستای خسروآباد تلفن تماس:03534328020----09132532870-)-۲:حاج ابوالقاسم حسینی مقدم(محل سکونت:شهرک شهید صدوقی طبس تلفن تماس:-09133551006-۰۳۵۳۴۲۲۴۳۰۴ شغل:کارمند اداره برق طبس  )-۳:سیدجعفرچاووشی-شغل:فرهنگی(محل سکونت:اصفهک تلفن:09132533762) -۴:سیدرضاهاشمی:(ساکن دیهشک تلفن:09132530731-شغل:فرهنگی)5=برادرمحمدهادیان-شغل:پاسدار(محل سکونت:فاز 2امیر شهرطبس -تلفن:09139530301)---------------------ضمناباتاییدهیات امناحاج ابوالقاسم الله یاری-(انبارداروخادم وامورزائرسراهامی باشند-تلفن تماس:09138584288 محل سکونت:اصفهک  شغل:بنا )

زیارتنامه  امامزاد ه آقا سید حسین(ع) زرگ طبس



باسلام درکشور پهناور جمهوری اسلامی ایران و در همه نواحی آن، بارگاهها و بقاع متبرکه بسیاری از امامزادگان عالیمقام که منسوب به امامان(ع) هستند، دیده می شود به خصوص در نواحی قم، خراسان کاشان، فارس و گیلان که بسیار برقداست و معنویت آن دیار افزوده اند و شایسته است که دوستان و ارادتمندان به خاندان پیامبر اکرم(ص) و برای اجر گذاشتن به مزد رسالت آن نبی اعظم، به زیارت قبور پربرکت این اختران فروزان رفته و به هر عنوان شرعی که می خواهند تعظیم نمایند.شهرستان طبس که تا چندی قبل جزو سرزمین مقدس خراسان بزرگ بوده نیز به برکت همجواری با امام رضا(ع)مزین به چندین بقعه از اولاد رسول الله(ص) است.از جمله مضجع منور امامزاده غریب ولا زم التعظیم آقاسید حسین زرگ(ع)در45 کیلومتری طبس ودرفاصله ی 3کیلومتری اصفهک از توابع بخش دیهوک

از اینروست که مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان(620)خود می فرماید:"در زیارت امامزادگان عظام و شاهزادگان عالیمقام که قبورشان محل فیوضات و برکات و موضع نزول رحمت و عنایت الهیه است و علمای اعلام تصریح به استحباب زیارت قبور ایشان فرموده اند، و بحمدالله تعالی در غالب بلاد شیعه قبورشان موجود و بلکه در قری و بریه و اطراف کوهها و دره ها پیوسته ملاذ در ماندگان و ملجأ و اماندگان و پناه مظلومین و موجب تسلی دلهای پژمردگان بوده و خواهند بود تا یوم قیامت و از بسیاری از ایشان کرامت وخوارق عادات هم مشاهده شده". خوب است به هر لفظی که متضمن تعظیم و احترام باشد زیارت شوند و یا سوره های مبارکه قرآن خوانده شود و ثواب آن را نثار آن قبور نمایند. اما سید اجل علی بن طاوس(ره) در کتاب مصباح الزائر(621)دو زیارت از برای امامزادگان نقل نموده که ما به جهت اختصار، زیارت نامه معروفه امامزادگان را در اینجا ذکر می نمائیم.

وی می فرماید: چون قصد کردی زیارت کنی یکی از فرزندان ائمه(ع) را، پس بایست و بگو: السلام علیک ایها السید الزکی الطاهر الولی والداعی الحفی، اشهد انک قلت حقا ونطقت حقا وصدقا ودعوت الی مولای ومولاک علانیه وسرا، فاز متبعک ونجی مصدقک، وخاب وخسر مکذبک والمتخلف عنک، اشهد لی بهذه الشهاده لاکون‌ من الفائزین بمعرفتک وطاعتک وتصدیقک واتباعک. و السلام علیک یا سیدی وابن سیدی، انت باب الله المؤتی والمأخوذ عنه اتیتک زائرا وحاجاتی لک مستودعا وها انا ذا استودعک دینی وامانتی وخواتیم عملی وجوامع املی الی منتهی اجلی و السلام علیک ورحمه الله وبرکاته.

زائر کیست و زیارت چیست ؟(منبع: دل نوشته های مرکز بو علی)

زائر کیست و زیارت چیست ؟

ادامه نوشته

زیارت و ثوابهای عظیم آن (ازرشد)

ادامه نوشته

مال حرام و شیطان های آخر الزمان (ازتبیان)



در اداره های ما، بی‌کاری، کم کاری و رشوه خواری وجود دارد. معلوم است کسی که رشوه بخورد یا در اداره، کم کاری و بدکاری داشته باشد، درآمد او حرام است و دختر و پسر او در اثر لقمه حرام، دچار بی‌عفّتی می شوند و بدتر اینکه، بی‌عفّتی نزد آنان، تبدیل به ارزش می شود؛ با مسجد و معنویات سر و کار ندارند و روحانیت را خرافت می دانند، شبانه روز مشغول تلفن همراه خود هستند که برای برخی جوانان، خانه شیطان شده است.

ادامه نوشته

4 عامل برای انجام عمل صالح(ازتبیان)

  •  



باید دانست که عواملی برای موفق شدن به انجام عمل صالح وجود دارد که به نوعی زمینه صدور عمل صالح را مهیا می‌سازد. بدیهی است که هر چه مقدمات تحقق یک موضوع آماده‌تر باشد، امکان تحقق آن بیشترخواهد بود.

ادامه نوشته

رمزی برای تبدیل سیّئات به حسنات(منبع:تبیان)

رمزی برای تبدیل سیّئات به حسنات


عمل صالح یکی از پرکاربردترین مفاهیم قرآن کریم است که رابطه نزدیک و متقابلی با ایمان دارد. در حقیقت «عمل صالح» به عملی اطلاق می گردد که در متن دستورات شریعت بدان امرشده و توسط پیامبران به امت هایشان ابلاغ می گردد و به همین دلیل رابطه ای تنگاتنگ و متقابل با ایمان دارد.


ادامه نوشته

پدر زن مختار که بود؟ (منبع:تبیان)

پدر زن مختار که بود؟ 


سمرة بن جندب بن هلال بن حریج بن مرة فزاری»است. برای او چندین کنیه ذکر کرده اند؛ از جمله ابوسلیمان، ابوسعید، ابوعبدالرحمن و ابوعبدالله. مادرش «الکلفاء» دختر «حارث» و از قبیله ی «بنی اسد» بود و دخترش «ام ثابت» همسر «مختار بن ابی عبیده ثقفی» بود.
مختار

حکومت ننگین بنی امیه، مملوِّ از شخصیت هایی است که در دشمنی و کینه ورزی با اهل بیت(ع) بسیار کوشیدند و برای دستیابی به امیال و آرزوهای نفسانی و غیر مشروع خود، از هیچ کوششی دریغ ننمودند. در راس این خاندان، معاویه بن ابی سفیان بود که به جهت استحکام بخشیدن به پایه های قدرت خویش و نابود ساختن اساس اسلام، افرادی را استخدام می کرد. این اشخاص با ایجاد فضای رعب و وحشت و سرکوب در میان مردم به خصوص شیعیان، و نیز جعل احادیث فراوان در مدح بنی امیه و مذمت امیرالمؤمنین علی(ع)، جامعه اسلامی‌را به سمت انحراف سوق می دادند. یکی از این مهره های دنیا پرست، «سمرة بن جندب» بود که در این راستا، خدمات شایانی به حکومت نامشروع اموی نمود.

 

شناخت اجمالی

 وی «سمرة بن جندب بن هلال بن حریج بن مرة فزاری»[1] است. برای او چندین کنیه ذکر کرده اند؛ از جمله ابوسلیمان، ابوسعید، ابوعبدالرحمن و ابوعبدالله.[2]

مادرش «الکلفاء» دختر «حارث» و از قبیله ی «بنی اسد»[3] بود و دخترش «ام ثابت» همسر «مختار بن ابی عبیده ثقفی» بود.[4]

وی در زمان خلافت «عمر بن خطاب» به صورت آشکارا شراب می فروخت. وقتی به‌ عمر گفته‌ شد: سمره‌ شراب‌ فروخته‌ است‌، عمر گفت‌: خداوند سمره‌ را بکشد! رسول‌ خدا گفت‌: «خداوند لعنت‌ کرده‌ است‌ یهود را که‌ شحوم‌ را (پیه‌ها را) بر آنان‌ حرام‌ کرده‌ بود؛ ولی‌ آن‌ را می فروختند

«سمرة» حلیف و هم پیمان انصار بود.[5] وقتی پدرش از دنیا رفت، مادرش وارد مدینه شد و با یکی از انصار به نام «مرّى بن شیبان» عموى «ابوسعید خدرى» ازدواج نمود و سمرة در خانه او بزرگ شد.[6]

 نقل شده است که وی در زمان خلافت «عمر بن خطاب» به صورت آشکارا شراب می فروخت. وقتی به‌ عمر گفته‌ شد: سمره‌ شراب‌ فروخته‌ است‌، عمر گفت‌:  خداوند سمره‌ را بکشد! رسول‌ خدا گفت‌: «خداوند لعنت‌ کرده‌ است‌ یهود را که‌ شحوم‌ را (پیه‌ها را) بر آنان‌ حرام‌ کرده‌ بود؛ ولی‌ آن‌ را می فروختند.»[7]

 

1) سمرة و پیامبر(ص)

  ابن جندب از صحابه پیامبر بوده و در جنگ احد شرکت داشت و نیز روایات فراوانی از او نقل کرده اند. علیرغم این که وی جنایات متعددی را مرتکب شده است؛ ولی از آن جهت که یک صحابی است، مورد وثوق اهل سنت بوده و تمام روایات وی را می پذیرند.

  در بیان شرکت او در جنگ احد آمده است که چون پیامبر(ص) به سوى «احد» مى‏رفت و یاران خود را سان می‌دید، سمرة بن جندب را که سنّ کمی‌داشت، رد کرد و به «رافع بن خدیج» اجازه داد و سمرة به ناپدرى خویش گفت: «پدر جان! پیامبر(ص) به «رافع بن خدیج» اجازه داد و مرا رد کرد؛ ولى من در کشتى، رافع را به زمین مى‏زنم.» مرى بن شیبان نیز به پیامبر گفت: «پسر مرا رد کردى و رافع بن خدیج را اجازه دادى، اما پسر من او را زمین مى‏زند.» پیامبر به آنان فرمود تا کشتى بگیرند و سمره، رافع را به زمین زد و به او نیز اجازه داد که در جنگ احد شرکت کند.[8]

ناریه زن مختار

 سمرة و قاعده ی «لاضرر  و لا ضرار»

  سمرة ماجرای معروفی داشت که قاعده مبارکه معروف «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام» در داستان وی وارد شده است.

داستان از این قرار بود که سمرة بن جندب مالک باغی بود که آن را به یکی از انصار فروخت و از آن یک درخت نخل را که در میان باغ بود استثنا کرد، و گفت: «این درخت برای من باقی بماند.» آن انصاری نیز موافقت کرد و بدون این که بداند بعدها چه اتفاقی خواهد افتاد، باغ را خرید.

  از آنجا که سمرة دل بیماری داشت، برای تجسس در حریم خصوصی انصاری، بدون اجازه و به بهانه ی نخلش، وارد باغ آن انصاری می شد که خودش و همسر و خانواده اش در آن زندگی می کردند. مرد انصاری از او خواست که به هنگام وارد شدن به باغ اجازه بگیرد، و مثلاً یا الله بگوید یا در بزند و کاری از این قبیل بکند؛ اما سمرة نپذیرفت و گفت: این نخل مال من است و راه هم راه من است، و دلیلی برای اجازه گرفتن وجود ندارد. انصاری هر چه از او خواهش کرد، او زیر بار نرفت، تا این که مرد انصاری نزد پیامبر(ص) رفت و از دست سمرة شکایت کرد، و از ایشان برای این مشکل راه حلی خواست. پیامبر(ص) سمرة را طلبید و از او خواست که در هنگام ورود به باغ اجازه بگیرد؛ اما او این خواسته را رد کرد و گفت: نخل، مال من است و من اختیار آن را دارم، پس هر گونه که بخواهم وارد باغ می شوم.

پیامبر(ص) فرمودند: این درخت را در برابر درختی در بهشت به من بفروش. او گفت: نمی فروشم. پیامبر(ص) فرمود: در برابر ده درخت، گفت: نه و همین طور پافشاری می کرد، به گونه ای که نشان می داد غرضی از این کار دارد. در اینجا معروف است که پیامبر(ص) به انصاری چنین گفت: برو و نخل را از ریشه بکن و به صورت سمرة پرتاب کن، چرا که ضرر و زیان در اسلام راه ندارد؛ «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام» و به سمرة گفت: تو مرد مضری هستی که می¬خواهی به دیگران زیان برسانی، هدفت خرما گرفتن از نخل نیست.[9] و بدین ترتیب این قاعده از قواعد فقهی معروف شد، که به آن عمل می شود.

زیاد بن‌ أبیه‌ در وقتی‌ که‌ خودش‌ والی‌ بصره‌ و کوفه‌ بود از جانب‌ معاویه‌ به‌ کوفه‌ آمد، سمرة را جانشین‌ خود در بصره‌ کرد و او در مدّت‌ شش‌ ماه‌، هشت هزار نفر‌ از مردم‌ را کشت‌. زیاد به‌ وی‌ گفت‌: آیا نترسیدی‌ از این که‌ شاید در میانشان‌ یک‌ نفر بی‌گناه‌ بوده‌ باشد؟! سَمَرَه‌ گفت‌: اگر هشت‌ هزار دیگر نیز به‌ مقدار آن ها می‌کشتم‌ هرگز باکی‌ نداشتم‌!

2) سمرة در دوران حکومت معاویه

2-1 سمرة و ولایت بصره

اوج جنایات و کشتارهایی که سمرة انجام داده است، در دوران زمام داری معاویه است. وقتی که معاویه عمال خود را به سرتاسر سرزمین های اسلامی‌گسیل داشت، «زیاد بن ابیه» را در سال 45 هجری حاکم بصره نمود. در سال 50 هجری که زیاد از سوی معاویه به عنوان والی کوفه برگزیده شد، وی سمرة را جانشین خود در بصره قرار داد.[10] وی در مدت شش ماهی که در بصره بود جنایات فراوانی انجام داد.

 

 جنایات سمرة

1. طبری‌ در حوادث‌ سال‌ پنجاهم‌ آورده است که «محمد بن سلیم» گفت‌: من‌ از «انس‌ بن‌ سیرین»‌ سوال‌ کردم‌: آیا سَمرة‌ بن‌ جندب‌ کسی‌ را هم‌ کشته‌ است‌؟!

گفت‌: «مگر می‌توان‌ تعداد کشته‌ شدگان‌ به‌ دست‌ سمرة‌ را به‌ حساب‌ آورد؟! زیاد بن‌ أبیه‌ در وقتی‌ که‌ خودش‌ والی‌ بصره‌ و کوفه‌ بود از جانب‌ معاویه‌ به‌ کوفه‌ آمد، سمرة را جانشین‌ خود در بصره‌ کرد و او در مدّت‌ شش‌ ماه‌، هشت هزار نفر‌ از مردم‌ را کشت‌. زیاد به‌ وی‌ گفت‌: آیا نترسیدی‌ از این که‌ شاید در میانشان‌ یک‌ نفر بی‌گناه‌ بوده‌ باشد؟! سَمَرَه‌ گفت‌: اگر هشت‌ هزار دیگر نیز به‌ مقدار آن ها می‌کشتم‌ هرگز باکی‌ نداشتم‌![11]

2. نیز نقل شده است که «ابو سوار عبدی»‌ می گفت‌: در یک‌ صبحگاه‌ سَمَرَه‌ از خویشاوندان‌ من‌، چهل‌ و هفت‌ نفر را کشت‌ که‌ همه‌ جامع‌ قرآن‌ بوده‌اند.[12]

3. یکی دیگر از جنایات سمرة این است که شخصی به نام «عَوْف»‌ روایت‌ نموده‌ است که سَمَرة‌ بن‌ جُنْدب‌ از مدینه‌ به‌ کوفه‌ برمی‌گشت‌. چون‌ به‌ خانه‌های‌ بنی‌أسد رسید، مردی‌ از یکی‌ از کوچه‌هایشان‌ بیرون‌ آمد که‌ با اوَّل‌ خیل‌ و لشگر وی‌ برخورد کرد. یکی از لشگریان‌ به‌ وی‌ حمله‌ برد و از روی‌ سرکشی‌ و بازی‌ و بدون‌ جهت‌ حربه‌ای‌ به‌ او زد. و سپس‌ لشگر گذشت‌ و سمره‌ به‌ آن‌ مرد رسید در حالی‌ که‌ داشت‌ در خون‌ خود دست‌ و پا می‌زد. پرسید: این‌ چه‌ واقعه‌ای‌ است‌؟!

گفتند: اوائل‌ لشگر امیر بدو اصابت‌ کرده‌ است‌. او از روی تکبر گفت‌:  «إذَاسَمِعْتُمْ بِنَا قَدْ رَکبْنَا فَاتَّقُوا أسنَّتَنَا» «چون‌ شنیدید که‌ ما سوار شدیم‌ از سنان ها و نیزه های‌ ما بترسید و کنار بایستید.»[13]

ناریه زن مختار

4. عبدالملک بن حکیم، از حسن بصرى نقل مى کند که مى گفت: مردى از اهل خراسان به بصره آمد. اموالى را که با خود داشت به بیت المال سپرد و رسید پرداخت زکات خویش را گرفت و سپس وارد مسجد شد و دو رکعت نماز گزارد. در همان هنگام، سمرة که رئیس شرطه هاى زیاد بود. او را گرفت و متهم ساخت که از خوارج است و او را پیش آورد و گردنش را زد و چون به چیزهایى که همراه او بود نگریستند، آن رسید پرداخت زکات را که به خط سرپرست بیت المال بود، دیدند. «ابوبکره»[14] گفت: اى سمرة! مگر نشنیده اى که خداوند متعال مى فرماید: «همانا آن کس که زکات مى پردازد و نام پروردگارش را یاد مى کند و نماز مى گزارد رستگار است»؟[15] گفت: برادرت مرا به این کار فرمان داد.[16] 

اعمش از ابوصالح نقل مى کند که مى گفته است به ما گفته شد، مردى از اصحاب رسول خدا(ص) آمده است. نزد او رفتیم و دیدیم سمرة بن جندب است. کنار یکى از پاهایش شراب و کنار پاى دیگرش یخ بود. گفتیم: این چیست؟ گفتند: گرفتار نقرس است. در همین حال گروهى پیش او آمدند و گفتند: اى سمرة فردا پاسخ خداى خود را چگونه مى دهى؟ مردى را پیش تو مى آورند و مى گویند از خوارج است، فرمان به قتل او مى دهى، سپس یکى دیگر را مى آورند و مى گویند آن که کشتى از خوارج نبوده است، بلکه جوانى بوده است که در پى کار خود بوده و اشتباه شده است و آن خارجى همین یکى است که حالا آورده ایم و به کشتن دومى اشاره مى کنى. سمرة گفت: چه عیبى در این کار است. اگر از اهل بهشت بوده به بهشت مى رود و اگر دوزخى بوده به دوزخ مى رود.[17] 

 

 سمرة و جعل حدیث

سمرة بن جندب کسی است که معاویه صد هزار درهم به او داد و گفت آیه ی «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ»[18]؛ که همه می‌گفتند در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده است را، با جعل یک حدیث از سوی پیامبر، آن را به عبد الرحمن بن ملجم مرادی منسوب کن. تا این که با افزایش مبلغ به 400 هزار درهم، قبول کرد و این جعل را انجام داد.[19]

نیز در همان وقت آیه «وَمِنَ النَّاسِ مَن یعْجِبُک قَوْلُهُ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ»

(و از مردم کسانی هستند که گفتار آنان در زندگی دنیا مایه اعجاب تو می شود، و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه می گیرند حال این که سرسختترین دشمنانند) را در حق امام علی (ع) روایت کند.[20]

وی در اواخر عمر خود، گرفتار لرز و سرماى سختى شد. برایش آتش افروختند. پیش رو و پشت سرش و بر سمت راست و چپ او منقل آتش نهادند ولی سودى نبخشید و مى‏گفت با سرماى درونم چه کنم و بر همان حال مرد

 عزل از ولایت بصره

پس از این که «زیاد بن ابیه» در سال 53 هجری از دنیا رفت، معاویه به جای او، سمرة را بر حکومت بصره گماشت. سمرة تا شش ماه و برخی گفته اند تا هجده ماه در بصره بود و در سال 54 از این منصب عزل شد.[21]

بعد از این که معاویه او را عزل نمود، بسیار ناراحت و عصبانی شد و گفت: لعنت خدا بر معاویه. اگر من خداوند را به اندازه معاویه مى‏شناختم و اطاعت مى‏کردم هرگز دچار عذاب خداوند نمى‏شدم.[22]

 

سرانجام سمرة

سمرة پس از عزل از امارت بصره در سال 54 هجری، به کوفه رفت و در محله ی «بنی اسد» برای خود خانه ای ساخت و همان جا درگذشت.[23]

وی در اواخر عمر خود، گرفتار لرز و سرماى سختى شد. برایش آتش افروختند. پیش رو و پشت سرش و بر سمت راست و چپ او منقل آتش نهادند ولی سودى نبخشید و مى‏گفت با سرماى درونم چه کنم و بر همان حال مرد.[24]

نقل شده است که روزی پیامبر به سه تن از صحابه «ابوهریره»، «ابو محذوره» و «سمرة بن جندب» فرمود:«آن کس از شما که دیر تر از دو تن دیگر از دنیا برود، در آتش است.» و سمرة آخرین آن ها بود. و این نشان گر راستی کلام رسول خدا درباره ی وی بود. [25]

تاریخ مرگ سمره را با اختلاف، سالهاى 58 و 59 و 60 هجرى نوشته اند.[26]

در برخی از منابع آمده است که سمرة در دیگ آب جوش افتاد و سوخت و سخن پیامبر (ص) که به ابوهریره فرموده بود: «آخرین کس از شما سه تن که بمیرد در آتش است»، صحیح بود.[27] 

 

 پی نوشت ها

[1]. ابن عبدالبر، أبو عمر یوسف بن عبد الله؛ الاستیعاب، تحقیق على محمد البجاوى، بیروت، دار الجیل، 1412ق، چاپ اول، ج2، ص 653 و ابن الأثیر، عزالدین أبو الحسن على بن محمد؛ الکامل، بیروت، دار الفکر، 1409، ج2، ص 302.

[2]. همان¬ها.

[3]. واقدی، محمد بن عمر؛ المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الأعلمى، 1409، چاپ سوم، ج1، ص 216 و بلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلى، بیروت، دار الفکر، 1417ق، چاپ اول، ج1، ص 316 و ج13، ص 185.

[4]. دینوری، ابو حنیفه و احمد بن داود، اخبار الطوال، تحقیق عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات الرضى، 1368ش، ص309 و طبری، ابوجعفر محمد بن جریر؛ تاریخ طبری، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، 1387، چاپ دوم، ج6، ص 66.

[5]. هاشمی‌بصری، محمد بن سعد بن منیع؛ الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1410، چاپ اول، ج7، ص 35 و ابن عبدالبر، پیشین، ج2، ص 655 و ابن حجر عسقلانی، احمد بن على؛ الاصابه، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1415، چاپ اول، ج3، ص 150.

[6]. ابن حجر عسقلانی، همان و ابن اثیر، پیشین.

[7]. مسند ابن حنبل، جزء اول، ص 25.

[8]. طبری، پیشین، ج2، ص 505و506 و بلاذری، پیشین، ج13، ص 185 و واقدی، پیشین، ص 216.

[9]. کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش، چاپ چهارم، ج5، ص 294 و حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسایل الشیعه، آل البیت لاحیاء التراث، قم، 1409ق، چاپ اول، ج25، ص 428.

[10]. ابن اثیر، پیشین، ج3، ص 447و454.

[11]. طبری، پیشین، ج5، ص 236و237 و بلاذری، پیشین، ج5، ص 211.

[12]. طبری، همان، ص 237 و ابن اثیر، پیشین، ج3، ص 463.

[13]. ابن اثیر، همان و بلاذری، پیشین، ج5، ص 212 و طبری، همان، ص 237.

[14]. وی برادر مادری زیاد است. مادر هر دو سمیه، کنیز حارث بن کلده است. ابن اثیر، عز الدین أبو الحسن على بن محمد الجزرى؛  اسدالغابه، بیروت، دار الفکر، 1409ق، ج2، ص 119.

[15]. سوره اعلی، آیه 14-15.

[16]. بلاذری، پیشین، ص 210 و ابن اثیر، الکامل، پیشین، ج3، ص 495.

[17]. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید بن هبه الله؛ شرح نهج البلاغه، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404ق، ج4، ص 77.

[18]. بقره، آیه 207.

[19].ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد؛ الغارات، تحقیق جلال الدین حسینى ارموى، تهران، انجمن آثار ملى، 1353ش، ج2، ص 840و841 و      مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، لبنان، 1404ق، ج33، ص 215.

[20]. همان .

[21]. ابن کثیر دمشقی، ابوالفداء اسماعیل بن عمر؛ البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، 1407ق، ج8، ص 284 و طبری، پیشین، ج5، ص 291 و  ابن اثیر، الکامل، پیشین، ج3، ص 495.

[22]. طبری، همان و بلاذری، پیشین، ص 240.

[23]. بلاذری، همان، ج13، ص 186 و ابن سعد، پیشین، ج7، ص 35.

[24]. ابن عبدالبر، پیشین، ج2، ص 654 و ابن اثیر، اسدالغابه، پیشین، ج2، ص 303 و ابن حجر عسقلانی، پیشین، ج3، ص 150.

[25]. بلاذری، پیشین، ج13، ص 185 و ابن حجر عسقلانی، همان و ابن عبدالبر، همان.

[26]. ابن حجر، همان و ابن اثیر، پیشین، ج2، ص 303 و ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد؛ تاریخ الاسلام، تحقیق عمرعبد السلام تدمرى، بیروت، دار الکتاب العربى، 1413ق، چاپ دوم، ج4، ص 234.

[27]. ابن عبدالبر، پیشین.

بخش دین تبیان

امام زاده آقا سید حسین زرگ



جنبه گردشگری : مذهبی

توصیف:

از داخل روستای اصفهک و پس از طی 3 کیلومتر جاده خاکی به زرگ می رسیم. زرگ در پای کوه قرار دارد.

مزار این مکان بنا بر روایاتی متعلق به امامزاده حسین بن موسی الکاظم (ع)است. بنای مزار در بعد از زلزله بازسازی شده و هماکنون دارای برق و آب می باشد.

زرگ در قبل از زلزله طبس مکانی آباد و دارای کشت وزرع و باغ بوده اما با وقوع زلزله مخرب شهریور ۵۷ طبس چشمه آب آن خشکیده شد و درختان و سرسبزی آن از بین رفت. بنای مزار بعد از زلزله بوسیله  خیرین وبازحمات هیات امنا ونظارت اداره اوقاف ساخته شد.روحانی واما م جماعت ومتصدی امامزاده اقای سید محمود رحیمی خسروابادی می باشند

 

 

مردم طبس و روستاهای اطراف تعلق خاطر ویژه ای به این امامزاده دارند و حتی از شهرهای مجاور نیز برای ادای نذر خود به زرگ می آیند.

فاصله از طبس : ۴۵ کیلومتر

آدرس : جاده طبس – اصفهک- جاده خاکی از داخل روستای اصفهک

امکانات : در محل مزار آب و برق ,تلفن وحمام وآبسردکن وامکانات پخت غذا وجود دارد. اما روستا خالی از سکنه است.

بازدید فرماندار طبس از بقعه شريف روستاي زرگ

به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان طبس ،، "عزیز بهزادی" با حضور در روستای زرگ ، از نزدیک وضعیت بقعه مبارکه حضرت حسین بن موسی (ع) را مورد بررسی و بازدید قرار داد.وی در جمع زائران،لحظاتی را به سخنرانی پرداخت و در خصوص پیگیری رفع مشکلات و مسائل این بقعه شریف قول مساعد داد.و.

یشترین موقوفات و رقبات یزد بعد از مرکز استان در طبس قرار دارد{منبع خبرگزاری مهر}


 رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان طبس گفت: طبس بعد از شهرستان یزد بیشترین موقوفات و رقبات استان یزد را به خود اختصاص داده است.

محمدرضا ارغایی در گفتگو با خبرنگار مهر در طبس اظهار داشت: در شهرستان طبس چهار هزار و 247 رقبه و 436 موقوفه وجود دارد.

وی افزود: درآمد حاصله از این موقوفات سالانه بیش از سه میلیارد و 350 میلیون ریال است که این درآمد صرف تعزیه داری سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع)، اطعام مؤمنین، کمک به مستمندان، تشکیل کلاسهای قرآن و ... بر اساس نیات واقفین می شود.

رئیس اداره اوقاف طبس خاطرنشان کرد: قدیمی ترین موقوفه این شهرستان مربوط به موقوفه حاجی لطف علی مربوط به سنه 1353 هجری قمری و جدیدیترین موقوفه این شهرستان موقوفه گل جان ارفعی مربوط به سنه 1385 هجری شمسی است.

ارغایی یادآور شد: دیدار با امام جمعه طبس، گلباران مزار شهدا، مراسم معنوی انس با قرآن، سرکشی از خانواده های تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره)، عیادت از بیماران، شرکت کارکنان اوقاف در مراسم عزاداری از مهمترین برنامه های هفته وقف بوده است.

 

ارغایی یش از سه میلیارد ریال برای مساجد طبس صرف شده‌است


رییس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان طبس به مناسبت روز جهانی مساجد اعلام کرد: در دولت نهم بیش از سه میلیارد ریال جهت عمران و مرمت مساجد شهرستان طبس اختصاص یافتهاست.

محمدرضا ارغایی در گفتوگو با خبرنگار طبس نیوز اظهار داشت: در طول خدمت دولت نهم از محل اعتبارات استانی، ریاست جمهوری و رهبری مبلغ سه میلیارد و 312 میلیون و 700 هزار ریال جهت عمران و مرمت مساجد و حفظ و حراست از عین اماکن مذهبی در شهرستان طبس هزینه شدهاست.

وی افزود: همچنین در راستای اهداف دولت خدمتگزار و عنایت ریاست محترم جمهور اجرای طرح بیمه خادمین مساجد محقق شدهاست که بر این اساس تاکنون تعداد 158 نفر در طبس به عنوان خادم، تحت پوشش بیمه خادمین مساجد قرار گرفتهاند که از این تعداد 136 نفر برادر و 22 نفر خواهر میباشند.

رییس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان طبس بیان داشت: اعتقادات دینی و مذهبی که مردم شهرستان طبس در گذشته و حال به فرهنگ بالای وقف داشته و دارند و نیز تعدد مساجد در تمامی محلات، گویای پایبندی مردم این منطقه به دین اسلام و ائمه معصومین(ع) و سرمشق گرفتن از ائمه اطهار(ع) است.

وی گفت: در حوزه اوقافی شهرستان طبس تعداد 435 فقره موقوفه وجود دارد که بزرگترین آن به لحاظ گستردگی رقبات و تعدد نیات و درآمد، موقوفه امیرحسنخانی است.

ارغایی افزود: موقوفه امیرحسنخانی که واقف آن امیرحسنخان میباشد دارای دو هزار و 13 رقبه و حدود دو میلیارد و 370 میلیون ریال درآمد سالیانه است که برابر نیات واقف برای 42 مصرف از جمله روضهخوانی، اطعام، کمک به مستمندان، مدارس علوم دینی، آبگیری آب انبار، کمک به مساجد و کمک به مرضا صرف میشود.

رییس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان طبس اظهار داشت: از نظر قدمت نیز، کهنترین وقف موقوفه حاج لطفعلی است که در سنه 1153 هجری قمری وقف شده است.

وی از جمله فعالیتهای عمرانی در حال اجرا توسط اداره اوقاف طبس از محل موقوفات، نذورات و کمکهای مردمی، به ادامه عملیات ساختمانی مسجد جامع کبیر طبس، شروع عملیات چهار واحد مسکونی موقوفه امیرحسنخانی در باغ دلگشا واقع در روستای خرو، احداث سالن چندمنظوره و سرویسهای بهداشتی بقعه متبرکه امامزاده سید حسین(ع) واقع در روستای زرگ، اجرای عملیات ساختمانی یک باب سالن الحاقی امامزاده سید حسین بن جعفر(ع) واقع در روستای فشاه، اجرای عملیات ساختمانی یک باب سالن چندمنظوره در مجاورت بقعه متبرکه امامزاده علی(ع)، اجرای طرح فضای سبز و توسعه محوطهسازی بقعه متبرکه شیخ احمدبناسحاق واقع در روستای پیرحاجات، شروع عملیات ساختمان حسینیه میارزه و احداث سرویسهای بهداشتی مسجد جامع کبیر طبس اشاره نمود.

محمدرضا ارغایی به بیان فعالیتهای فرهنگی اداره اوقاف طبس پرداخت که تهیه و نصب پلاکارد به مناسبتهای مختلف در سطح شهر و اماکن مذهبی و بقاع متبرکه، برگزاری مجالس ضیافت افطاری در ماه مبارک رمضان، توزیع یک هزار سبد کالا در روز عید سعید غدیر در بین مومنین، برگزاری مراسم سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و سایر ائمه معصومین(ع)، غبارروبی بقاع متبرکه حوزه اوقافی در طول سال، تشکیل کلاسهای تفسیر، قرائت، تجوید و روخوانی قرآن، عیادت از بیماران و همکاری با ستاد نماز جمعه در جهت برگزاری هرچه باشکوهتر مراسم نماز جمعه از جمله موارد مطرح شده توسط وی هستند.

رییس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان طبس خاطرنشان کرد: سنت حسنه وقف یکی از افتخارات مکتب اسلام و از اهرمهای موثر اقتصادی و فرهنگی برای جبران نیازهای مادی و معنوی جامعه است.

وی گفت: واقفان خیراندیش طبسی با اختصاص بخشی از اموال خود برای خدمت مستمر به جامعه در قالب روش پسندیده وقف که بارزترین و روشن ترین مصداق احسان، انفاق و باقیات الصالحات است منشا خدمات فراوان در این شهرستان بودهاند.

ارغایی اظهار داشت: بدون تردید اگر به سنت وقف به طور همهجانبه نگریسته شود و اهمیت این سنت نبوی در تزکیه نفوس، کاهش فاصله طبقاتی و تقویت بنیانهای عقیدتی و فکری و دیگر آثار حیات بخش آن تبیین و تدوین گردد، سهم عمدهای در تحول ساختار فرهنگی جامعه ایفا خواهد کرد.

    وقف چيست؟

    


وقف در لغت به معني ايستادن و ساكن و حبس كردن است و در اصطلاح فقه، يعني حبس مايملك و جلوگيري از انتقال آن به ديگري، چه از راه فروش و چه از راه بخشش و در مقابل منافع و سود حاصل از آن را در راه خداوند قرار دادن است كه در واقع همان راه خدمت به مردم و گره‌گشايي مشكلات و سر و سامان دادن به وضعيت عادي و فرهنگي آنان مي‌باشد.
شيخ طوسي در كتاب المبسوط وقف را چنين تعريف كرده است:
«فالوقف تحبيس الاصل و تسبيل المنفعه»
«وقف نگهداشتن اصل ملك و جاري ساختن منفعت است»
تحبيس از ريشه حبس به معناي زنداني كردن، در قيد آوردن و جلوي آزادي چيزي را گرفتن است. چون با وقف شدن ملك، آزادي نقل و انتقال از آن گرفته مي‌شود.
فقها وقف را در باب صدقات آورده‌اند و آن را نوعي از صدقه شمرده‌اند. در كتاب فقهي و مبحث مربوط به اقتصاد اسلامي، فصول و بخشهايي به وقف و انواع و شرايط آن اختصاص پيدا كرده و احكام و مقررات آن توضيح داده شده است.
اهتمام وقف:
براي وقف، اقسامي ذكر شده است كه به طور خلاصه به آن اشاره مي‌كنيم:
وقف عام: وقفي است كه بر جهات و عناوين عام باشد.
وقف خاص: وقفي است كه بر جهت خاص و عنوان خاصي باشد مانند: وقف بر اولاد ذكور و يا وقف بر محل يا فرد خاصي به نحوي كه انتفاع از آن خصوصي باشد.
وقف انتفاع: وقفي است كه مقصود از آن درآمد مادي نباشد مانند احداث مسجد و حسينيه در زمين ملكي خود و يا زمين مواته.
وقف منفعت: وقفي است كه مقصود از آن درآمد مادي است براي هزينه چيز ديگر مثل وقف دكان براي اداره مسجد، مدرسه و يا بيمارستان 

اهداف عمومي وقف و آثار آن

وقف ارتباط تنگاتنگي با مصالح عمومي دارد، مخصوصاً در جوامعي كه اختلاف طبقاتي در آن زيادي باشد. به وسيله وقف، ثروتمند به فقير مي‌انديشد و توانا به سراغ ناتوان مي‌رود و خيلي از نيازمنديهاي عمومي از اين راه مي‌تواند برطرف شود.
اهداف عمومي كه مي‌تواند در وقف تحقق پيدا كند، از اين دست هستند:
دستگيري مستمندان، كمك به محرومان، سامان دادن زندگي فرودستان، تعديل اقتصادي، هم سطح كردن زندگي مردمان، نشر علم و دانش، گسترش فرهنگ و آموزش به ويژه آموزش معارف اسلامي و مباني ديني، احداث و ايجاد مساجد، تكايا، كتابخانه‌ها، مدارس، بيمارستانها، پناهگاهها، مراكز عام المنفعه و اداره آنها، ايجاد و احداث راه‌ها و پل‌ها و...
از جهت ديگر وقف كردن، صفات رذيله مثل حرص و دنياپرستي را ريشه كن مي‌كند و قناعت و نوعدوستي را مي‌پروراند، وقف كردن تعاون و كمك‌رساني افراد را جايگزين كشمكش و فخر فروختن مي‌كند. وقف كردن جامعه‌اي پر از عشق و نوعدوستي و فضيلت‌پروري به وجود مي‌آورد. سطح فكرها را بالا مي‌برد و درآمد موقوفه، تشنگان را سيراب و به مسافران در زير سايه‌سار نيكي، آرامش و آسايش مي‌بخشد.
همان‌طور كه مشخص است اهداف وقف، در فقراء و معابد محدود نمي‌شود، بلكه اهداف عمومي مثل ايجاد و اداره مركز علمي و بيمارستانها و... را هم در پي دارد. 


آن‎كه دلبسته یاران خراسانی خویش است





مصطفی محدثی‎خراسانی


چند سالی است که در دیدار نیمه ماه رمضان شاعران معاصر با حضرت آیت‎ا... خامنه‎ای، ایشان با عبارات و تعابیر متفاوت، به تبیین نقش و جایگاه رفیع شعر در هویت فرهنگی این سرزمین چه در گذشته و چه در حال مي‎پردازند و به‌خصوص تلاش مي‌كنند تا متولیان امور فرهنگی کشور را هرچه بیشتر متوجه رسالت‎شان در ارتباط با شعر کنند.


ايشان در یکی از همین دیدار‎ها شعر را نه‎تنها هنر ملی که ثروت ملی ايران دانستند و تأکید کردند که روز به روز باید تلاش کنیم تا به این ثروت افزوده شود. در دیدار چند شب پیش، دو موضوع در فرمایشات ایشان بیشتر مورد تأکید قرار گرفت؛ یکی از آن موارد که این‎بار با صراحت تمام خطاب به متولیان امور فرهنگی کشور از جمله حوزه هنری و وزارت ارشاد بیان کردند، این بود که ما در مقایسه با سایر هنر‎ها از جمله نمایش و داستان از اروپایی‌‎ها عقبیم و چندان حرفی برای گفتن نداریم، اما در شعر توانمندیم و می‌توانیم به آن افتخار کنیم. نکته صریحی که خطاب به متولیان فرهنگ بیان داشتند، این بود که اگر بودجه اندکی داشتید و خواستید تصمیم بگیرید که این بودجه اندک را هزینه کدام هنر بکنید، حتما آن را برای شعر هزینه کنید. این صراحت به‎دنبال رهنمود‌‎های دیگری که در دیدار‎های قبل در این‎باره داشته‌اند، نشان می‌دهد که تلاش نهاد‌‎های فرهنگی در حوزه شعر، اگرچه در سال‌‎های اخیر از تحرک و شتابی نسبی برخوردار بوده، اما کافی و پاسخگوی نیاز نبوده و نتوانسته رضایت ایشان را فراهم آورد.

برگزاری چهار دوره جشنواره شعر فجر، انتشار حدود 200 عنوان مجموعه شعر از شاعران معاصر و تعریف جایگاه قائم مقام وزیر در امور شعر و ادب، بخشی از اقداماتی است که در دولت نهم و دهم در این حوزه انجام شده، اما کماکان کار‎های بر زمین مانده بسیارند و جبران این کاستی‌‎ها نیازمند عزمی ملی و در حد یک نهضت فرهنگی است.


تأکید دیگر ایشان در این دیدار، ترغیب شاعران به دور هم جمع شدن و فعالیت در قالب انجمن‌‎های ادبی بود؛ انجمن‌‎هایی که در طول تاریخ و خصوصا قرن اخیر، خاستگاه درخشان‌ترین چهره‎‎های شعر و ادب این سرزمین بوده‌اند. رهبر انقلاب که خود از فعالان و رونق‌دهندگان انجمن‌‎های ادبی، خصوصا در مشهد بوده‌اند، به بیان نقش و تأثیر سه انجمن ادبی مشهد در کشف، پرورش و طی مدارج کمال بزرگان شعر خراسان پرداختند. انجمن‌های فرخ، نگارنده و قهرمان؛ که شاعران مطرحی چون، محمدرضا شفیعی کدکنی، مهدی اخوان ثالث، نعمت میرزازاده، ذبیح‌ا... صاحب‎کار، غلامرضا قدسی، احمد کمالپور و... از همین انجمن‌‎ها برخاستند.


خوب است به بهانه طرح بحث انجمن‌‎های ادبی توسط ایشان و تأکیدی که بر توفیق انجمن‌‎های ادبی مشهد داشتند، مروری هرچند اجمالی بر پیشینه فعالیت این انجمن‌‎ها در مشهد و بیان برخی خاطرات از زبان بزرگان شعر خراسان در رابطه با مقام معظم رهبری و تأثیر ایشان بر جریان شعر متعهد خراسان داشته باشیم.


انجمن‌‎های خراسان، دانشکده واقعی ادبیات

خراسان، زادگاه و خاستگاه شعر فارسی است و از دیرباز، پررونق‌ترین هنگامه را، شعر در مقایسه با سایر معارف، در این دیار داشته و همواره به‎سامان‌ترین تشکل‌‎ها از آن شاعران بوده است. در دهه‎‎های اخیر و امروز نیز این مجامع و محافل، پرطرفدار و پررونق بوده و هست و اکثر قریب به اتفاق شاعران مطرح معاصر این سرزمین از همین محافل و انجمن‌‎ها برخاسته‌اند.
انجمن ادبی فرخ از جمله این انجمن‌‎ها بوده و نیز انجمن ادبی قهرمان که کماکان دایر است و استاد محمدرضا شفیعی کدکنی در توصیف آن آورده ‌است: «منزل شاعر استاد و شعرشناس برجسته روزگار ما، دوست بزرگوارم محمد قهرمان، که هر هفته اهل ادب در آن‎جا گرد هم جمع‌اند، دانشکده ادبیات واقعی خراسان است.»

انجمن‌‎های ادبی مشهد آن‎قدر اعتبار و ارج داشته که بسیاری از اساتید برجسته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی از اعضای فعال این انجمن‌‎ها بوده‌اند و از طرفی بسیاری از روحانیون و علمای دینی نيز به این انجمن‌‎ها رفت و آمد می‌کرده‌اند و در غنای هرچه بیشتر فضای آن‎ها نقش داشته‌اند.
یکی دیگر از این انجمن‌ها، انجمن ادبی نگارنده بوده که دهه‎‎های قبل از انقلاب اسلامی، ادیبان برجسته دانشگاه و حوزه مشهد از جمله مقام معظم رهبری در جلسات آن شرکت می‌کرده‌اند. استاد علی باقرزاده درباره این انجمن و فعالیت آن و بزرگانی که در جلسات آن شرکت می‌کرده‌اند، نقل می‌کند: «از سال 1326 یا 1327 انجمنی ادبی در آغاز به‎صورت چرخشی پدید آمد و سپس به‎گونه ثابت در منزل سرگرد عبدالعلی نگارنده استقرار یافت که آن را «انجمن ادبی فردوسی» نام گذاشته بودند. در منزل سرگرد نگارنده، جلسات هفتگی شنبه شب‌‎ها تشکیل می‌شده و تا پایان عمر آن روان‌شاد ادامه یافته است. در آن انجمن، استادان دانشکده ادبیات که تازه تأسیس شده بوده یعنی: دکتر فیاض، دکتر احمدعلی رجایی، دکتر غلامحسین یوسفی و دکتر مجتهدزاده شرکت می‌کرده‌اند.»
علی باقرزاده که خود در انجمن نگارنده شرکت می‌کرده، درباره این انجمن نوشته است: «برخی از روحانیان اهل ذوق و طلاب جوان و فاضل آن ایام همچون برادران محترم خامنه‎ای (سیدمحمد و سیدعلی)، آقایان سیدجلال آشتیانی، محمدرضا حکیمی، شیخ‎محمود عبادی، سیدجلال طباطبایی و گروهی از شاگردان مستعد دوره اول دانشکده ادبیات مشهد، از قبیل شادروانان دکتر علی شریعتی، دکتر سیدحسین خدیوجم و آقایان محمدرضا شفیعی کدکنی، (م. سرشک) قرایی، میلانی و عده‎ای از شاعران خراسان، از جمله دکتر قاسم رسا، غلامرضا قدسی، محمد قهرمان، غلامرضا صدیق، احمدکمال‌پور، شریفی، نعمت میرزازاده آزرم، حسین امینی، بی‌گناه (رئوف)، محمد عظیمی، محمد آگاهی، ذبیح‌ا... صاحب‎کار و برخی ادب‎دوستان مانند تقی بینش و دکتر سعید هدایتی با حضور خود، دوستان را شاد و محفل را پربار می‌ساختند. بنده (علی باقرزاده) نیز در جلسات این انجمن شرکت می‌کردم و از افادات دوستان اهل ادب بهره‌مندی‌‎ها داشتم. شادروانان علامه امینی و استاد جعفری هر وقت به مشهد می‌آمدند، در جلسه مذکور حاضر می‌شدند. به یاد دارم شبی شادروان دکتر رسا این دو بیت را ارتجالا سرود و به انجمن اهدا کرد:

بزم ادب روشن و تابنده شد

جمع، گهر‎های پراکنده شد

موجب این محفل شعر و ادب

همت سرگرد نگارنده شد»


حضور آیت‌ا... خامنه‎ای در مجامع و محافل ادبی خراسان، حضوری پررنگ و تأثیرگذار بوده و بیشترین دوستان ایشان را در مشهد، شاعران شکل می‌داده‌اند. تأثیرکلام و جهت‎دهی‌‎های ایشان به‎گونه‎ای بوده که بسیاری از شعر‌‎های انقلابی و مذهبی و آیینی سروده شده توسط شاعران بلندآوازه خراسان در سال‌‎های قبل از پیروزی انقلاب مرهون این هدایت‌هاست و این را از تقدیمیه‎‎هایی که در ابتدای بسیاری از این شعر‎ها نسبت به ایشان آمده است، می‌توان دریافت.


چرا نگفتی با آقا سیدعلی آمده‌ای؟

از جمع شاعران پیشکسوت و توانمند مشهد، پنج تن بودند که آقا عنایت و احترام خاصی نسبت به آن‎‎ها داشتند و تقریبا از دوستان قدیمی آقا از سال‌‎های قبل از پیروزی انقلاب به‎حساب می‌آمدند. این پنج تن عبارت بودند از: استاد احمد کمال‌پور، متخلص به کمال که از قصیده‌سرایان برجسته خراسان بود، استاد ذبیح‌ا... صاحب‎کار که از غزل‎سرایان برجسته خراسان بود و نیز دستی در تصحیح متون داشت و تصحیح دیوان حزین لاهیجی را به توصیه مقام معظم رهبری به انجام رساند، استاد غلامرضا قدسی که از شاعران برجسته و انقلابی خراسان بود و در دوران رژیم پهلوی با آیت‌ا... خامنه‎ای در یک بند زندانی بود، استاد محمد قهرمان، غزل‌پرداز توانای روزگار که تصحیح غزلیات صائب توسط ایشان زبانزد است و نیز استاد علی باقرزاده، متخلص به «بقا» که در قطعه‌سرایی ید طولایی دارد و از سرآمدان روزگار است در سرودن قالب قطعه. سه تن از این پنج تن یعنی، استاد کمال، استاد قدسی و استاد صاحب‎کار رخ در نقاب خاک کشیده‌اند و در فقدان هر سه آن‎‎ها مقام معظم رهبری پیام داده‌اند و ضمن توصیفاتی، از آن‎‎ها به‎عنوان دوست یاد کرده‌اند. خطاب دوست را البته به دو بزرگوار دیگری که در قید حیات هستند، یعنی، استاد قهرمان و استاد باقرزاده نیز داشته‌اند که این نکته در پیام تسلیتی که در فقدان استاد صاحب‎کار، خطاب به آن‎‎ها فرستاده‌اند، مشهود است.


پای صحبت هریک از شاعران مشهد، چه از پیشکسوتان و چه جوان‌تر‌‎ها که می‌نشینی، بخشی از خاطرات‎شان که با شور و وجد زایدالوصفی آن را بیان می‌کنند، خاطراتی است که از هم‎نشینی و هم‎صحبتی با آقا در مجامع ادبی، قبل و بعد از انقلاب اسلامی داشته‌اند. این خاطرات در رابطه با حضور و تأثیرگذاری ایشان، زیاد و متنوع است و تقریبا از تمام چهره‎‎های شاخص شعر خراسان شنیده شده و می‌شود. من شخصا بار‌‎ها این خاطرات را از زبان بزرگانی چون شادروان غلامرضا قدسی، شادروان احمد کمال‌پور، شادروان ذبیح‌ا... صاحب‎کار، شادروان جلال آشتیانی، استاد محمد قهرمان، استاد علی باقرزاده، استاد محمدرضا شفیعی کدکنی و با واسطه نقل استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، از شادروان مهدی اخوان‎ثالث و... شنیده‌ام. آخرین خاطره، نقلی بود از زبان استاد شفیعی کدکنی که سال گذشته شبی به اتفاق دوست شاعر ارجمندم، مرتضی امیری اسفندقه، به منزل او شرفیاب شده بودیم. استاد، خاطرات زیادی نقل کرد که آوردن پاره‎ای از آن خالی از لطف نیست و خوب است با نقل آن یادی هم از شادروان مهدی اخوان ثالث داشته باشم.


استاد شفیعی ضمن بیان خاطراتش نقل می‌کرد که سال‌‎های حوالی 1350 آیت‌ا... خامنه‎ای در یکی از سفر‌های‎شان به تهران بر من وارد شدند و ساعاتی را با هم به شعرخوانی و صحبت گذراندیم. در ضمن صحبت‌‎ها ایشان از حال سایر دوستان شاعر خراسانی که مقیم تهران بودند، جویا شدند؛ از جمله شادروان مهدی اخوان ثالث، و بعد گفتند همین الان برویم منزلش و احوالی از او بپرسیم. به در خانه اخوان که رسیدیم، آیت‌ا... خامنه‎ای کمی آن‎طرف‌تر ایستادند و من رفتم زنگ را زدم. اخوان خودش آمد و در را بازکرد. اخوان داخل و من بیرون، زیر چهارچوب در باهم دست دادیم و سلام و علیکی کردیم. بعد اخوان مرا به داخل دعوت کرد که آرام به او گفتم با سیدعلی آقای خامنه‎ای آمده‌ام. اخوان به‎سرعت بیرون رفت تا به ایشان خوش‎آمد بگوید و همین‎طور که به‎سمت ایشان می‌رفت، برای این‎که مطایبه‎ای هم کرده باشد با لهجه مشهدی به من گفت: «بره‎چی خبر نکردی با آسید علی می‌یی که مو اقلا وقتي می‌آم دم در، آستینامه بزنم بالا که مثلا درم مورم وضو بگیرم!»


خاطرات دیگری از ارجمندان اهل ادب خراسان نقل شده كه همه حاکی از احترام و ارجی است که فحول شعر خراسان علاوه‎بر مرتبه علمی و شخصیت وارسته ایشان، به‎خاطر وجوه ادبی و توانایی مثال‎زدنی در دانش شعری و نقد ادبی برای ایشان قائل بوده و هستند.


اینطور به‎سمت «آنارشیسم» می‌رویم

مقام معظم رهبری از همان دوران دوم ریاست جمهوری‌شان، ایام نوروز که به مشهد می‌آمدند، شبی را به دیدار با شاعران مشهد اختصاص می‌دادند كه هنوز هم این سنت برقرار است.


من در پنج دیدار از این دیدار‌‎های سالانه که گاه در دارالزهد آستان قدس و گاه در منزل پدری ایشان در نزدیکی بازار سرشور مشهد برگزار می‌شد، شرکت داشتم. آقا با تمام وجود و فعال‌تر از همه در جلسه حضور داشتند و خودشان جلسه را اداره می‌کردند و از شاعران برای شعرخوانی دعوت می‌کردند و بلااستثناء بعد از شنیدن هر شعری و گاه نیز به ضرورت بین شعرخوانی شاعران نکاتی مطرح می‌کردند که بسیار موشکافانه و تیزبینانه بود؛ نقد و نظر‌‎هایی کاملا فنی که تنها از یک منتقد حرفه‎ای انتظار می‌رود تا این‎گونه بر جوانب نقد، چه از منظر فرم و چه محتوا احاطه داشته باشد.از مباحث کلی و راهبردی که معمولا در دیدار‎ها مطرح و روی آن‎‎ها تأکید می‌کردند، این بود که شعر باید حرکت‌آفرین و امیدبخش باشد و دیگر این‎که در شعر آیینی باید دقت شود، مسائلی که مطرح می‌شود، سندیت داشته باشد و همواره به شاعران مشهدی گوشزد می‌کردند که شعر گفتن به لهجه مشهدی و مبتنی بر فرهنگ عامه را مد نظر داشته باشند.خودم از دیدار‎ها و نشست‌‎هایی که به اتفاق شاعران مشهد با ایشان داشتم، خاطرات فراوانی دارم؛ از جمله دیداری که زمان ریاست جمهوری در یکی از سفر‌‎های نوروزی که به مشهد داشتند، در دارالزهد آستان قدس رخ داد و حدود 20 نفر از شاعران مشهد در آن دیدار شرکت داشتند. مجید نظافت شعر سپید بسیار تندی در نکوهش اختلاف طبقاتی خواند و من هم که تحت تأثیر قرار گرفته بودم، این غزل را خواندم که:

بیا به آینه، قرآن، به آب برگردیم

بیا به اسب، حماسه، رکاب برگردیم

بیا دوباره مروری کنیم خاطره را

به روز‎های خوش التهاب برگردیم

کنون که موعظه در کاخ‌‎ها نمی‌گیرد

بیا به سرب، به سرب مذاب برگردیم

به دست‌‎های پر از پینه، سفره‎‎های تهی

به حرف اول این انقلاب برگردیم

اگرچه طی شده وقت سفر، ولی‎ای دل

بیا به آینه، قرآن، به آب برگردیم

خواندن این غزل بعد از شعر تند مجید نظافت، آقا را بر آن داشت تا بحثی جدی را درباره تفاوت مکتب اسلام با سایر مکاتب در نحوه پیمودن راه برای رسیدن به هدف بیان کنند و بعد، خطاب به من گفتند: آرمان خوبی در شعر شما مطرح است، اما از این مسیر که شعر شما نشان می‌دهد، به آنارشیسم خواهیم رسید.بعد یادم هست برای این‎که فضا کمی لطیف‌تر شود، خواستند دوستان بومی‌سرا شعر به لهجه مشهدی بخوانند، شادروان سیدمحمد خسرونژاد که البته به مدح و مرثیه‌سرایی اهل بیت شهرت داشت، اجازه خواست تا از سروده‎‎های محلی بخواند و خواند و با این بیت شروع کرد که:

او دخترر ببین که از او کوچه رد مره

دریایه پندری که‎ای ساخ جزر و مد مره

شعر خسرونژاد محتوایی داشت که برای خواندن در چنین مجلسی کمی ناپرهیزی به حساب می‌آمد. البته شعری شنیدنی و خوش‎ساخت بود، اما مضمون آن در رابطه با عشق پسری به دختری بود و جریان خواستگاری و رفوزه شدن پسر در تحصیلاتش به خاطر این عشق و البته توصیفاتی از ابراز این عشق توسط پسر به دختر. با این حال شعر عفیفی بود و در مجموع، پیامش این بود که باید شرایط ازدواج برای جوان‌‎ها سهل شود و از تجملات و تشریفات زائد کاسته شود.


در حین این‎که خسرونژاد شعرش را می‌خواند، برخی زمزمه‎‎ها شروع شد و علائم نگرانی را در چهره برخی می‌شد دید و یکی دو نفر هم، البته از حاضران غیرشاعر تحمل نکردند و رفتند بیرون، اما آقای خامنه‎ای با سعه صدر تمام شعر را شنیدند، و بعد هم با هوشمندی تمام و همان لحن هنرمندانه، هم جناب خسرونژاد را متوجه ناپرهیزی‌ا‌ش کردند و هم کاسه‎‎های داغ‌تر از آش را.


دلبسته یاران خراسانی خویشم

در جریان یکی دیگر از همین نشست‌‎های شاعران مشهد با مقام معظم رهبری، ایشان غزلی از سروده‎‎های خود را قرائت کردند که در بیت پایانی آن ابراز لطفی کرده بودند به دوستان خراسانی‎شان و با عنایت به این‎که بیشترین دوستان خراسانی‌شان را شاعران تشکيل می‌دهند و از طرفی این ابراز لطف در قالب یک شعر آمده، طبیعی است که مراد اصلی از این دوستان، همان دوستان شاعر خراسانی ایشان باشند. غزل این بود:

سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم

چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش

چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم

لب باز نکردم به خروشی و فغانی

من محرم راز دل طوفانی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی

عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم

از شوق شکرخند لبش جان نسپردم

شرمنده جانان ز گران‎جانی خویشم

بشکسته‌تر از خویش ندیدم به همه عمر

افسرده‎دل از خویشم و زندانی خویشم

هرچند امین بسته دنیا نیم اما

دلبسته یاران خراسانی خویشم


غزل ایشان خیلی شاعران شرکت‎کننده در آن نشست را متأثر کرد و شور و شوق زایدالوصفی را در جان جمع برانگیخت. بعد‌‎ها اکثر قریب به اتفاق دوستان به استقبال غزل ایشان رفتند و در حد توان‎شان پاسخگوی عنایت و لطف ایشان شدند. از جمله محمد جواد غفورزاده متخلص به «شفق» با این غزل:

من موجم و سرگرم پریشانی خویشم

حیران سواد خط پیشانی خویشم

با آن‎که بهار است و هوا مشک‌فشان است

در دام هوس ماندم و زندانی خویشم

بگذار که با جوهر اشکم بنویسم

ای نفس! در این دایره قربانی خویشم

در ساحل آرام رضا از سر تسلیم

من خانه به دوش دل طوفانی خویشم

تا سر بگذارم به غبار قدم دوست

بی‌تاب‌تر از دیده بارانی خویشم

من ذره ناچیزم و در چشمه خورشید

حیرت‎زده از آینه‎گردانی خویشم

گر قسمت من بخت غزالی نشد، اما

دلخوش به همین شور غزلخوانی خویشم

تا بر سر مکن سایه این چتر بهشتی است

آسوده‎دل از بی‌سر و سامانی خویشم

پایان غزل مصرع زیبای امین است

دلبسته یاران خراسانی خویشم


غزلی نیز از استاد محمد قهرمان به واسطه نقل دوستان شنیدم که بیت پایانی آن این بود:

من بنده آن یار سفر کرده که می‌گفت

دلبسته یاران خراسانی خویشم

من هم غزل ایشان را با تغییری در ردیف به این شکل به استقبال رفتم

چون بانگ اذان بر لب همخوانی مایی

ای پیر که مجموع پریشانی مایی

یعقوب که می‌رفت به ما پیرهنی داد

می‌گفت که تو یوسف کنعانی مایی

تو داغ‌تر از داغی و ما درد‌تر از درد

تو آینه دیده بارانی مایی

با دست شهیدی که به تو عشق عطا کرد

پیمان ابوالفضل مسلمانی مایی

هر روز حماسه به لب تفته میدان

هر شب غزل خلوت عرفانی مایی

آغاز پرافشانی گل در سحری سبز

پایان شب سر به گریبانی مایی

پا بر سر گردون زدی و باز هم از مهر

پابند غزل‌‎های خراسانی مایی


و بسیاری دیگر که اگر همه آن‎‎ها گردآوری شود مجموعه قابلی را شکل خواهد داد


منبع: هفته نامه پنجره/ شماره 58

ادامه نوشته

استفتائات باب وقف از محضر مبارک حضرت آیت الله خامنه ای






ا



- مستأجرین موقوفات به استناد اینکه سال های متمادی سابقه تصرف در رقبه های وقف را دارند، اجاره ای ناچیز و کمتر از نرخ عادلانه روز به اوقاف پرداخت می کنند آیا صرف سابقه استیجار برای مستأجرین موقوفات تا چه حد ایجاد حق نموده که جزء حقوق مکتسبه محسوب گردد؟

بسمه تعالی

مجرد سابقه استیجار موجب استحقاق تخفیف در اجاره بهاء موقوفه نیست، و متولی شرعی موظف است در تجدید قرار داد اجاره بهاء با ملاحظه غبطه و مصلحت وقف،اجاره بهاء عادله تعیین و مطالبه نماید.

- آیا می شود اموال مسجد، خارج از مسجد برای برنامه ها و مسائل مذهبی استفاده نمود؟ مثلأ فرش مسجد را در ایام عزاداری به مدت یک هفته در حسینیه جهت عزاداری استفاده کرد و مسجد خالی از فرش بماند؟

بسمه تعالی

از اموال و موقوفات مسجد نمی توانند در خارج از مسجد استفاده کنند مگر اینکه در ضمن وقف تصریح شده باشد.

- چند سوال از محضر مبارکتان دارم آیا ملک وقف به ارث داده می شود یا خیر؟ ظاهرأ شخصی وصیت نموده و در ضمن وصیت خود ملک وقفی را به ارث داده است حال سوال اینجاست که آیا وصیت نامه صحیح است یا باطل و بر فرض بطلان آیا تمام وصیت نامه باطل است یا همان مقدار که ملک وقف را وصیت نموده است.

بسمه تعالی

وقف به ارث نمی رسد و و وصیت نسبت به وقف صحیح نیست و نسبت به غیر وقف مانع ندارد و باید عمل شود.

- آیا اشخاصی که بدون مجوز اداره اوقاف و متولیان موقوفات اراضی وقفی را در تصرف دارند و متولی و اداره اوقاف به تصرفات آنها راضی نیستند فرایض دینی آنها که در این رقبات انجام می دهند از نظر شرعی اشکال دارد یا خیر؟

بسمه تعالی

در صورت اطلاع و آگاهی اعمالشان باطل است.

شیعه نیوز :52 درصد زنان عراقي كه در زندان‌هاي آمريكايي بسرمي‌برند، مورد تحاوز و تعدي قرار مي‌گيرند.

S

به گزارش «شیعه نیوز» ،از جمله رهاوردهاي دمكراسي و تمدن آمريكا براي عراق احداث زندان‌هاي جديد و سري مخصوص زنان براي گرفتن اعتراف از آنها در عراق بوده است.

* 447 زن عراقي در 11 زندان سري آمريكايي

"سالم ميخائيل "، وزير حقوق بشر عراق تاكيد مي‌كند، بر اساس آمارهاي موجود در اين وزارتخانه كه توانسته بر آنها دست يابد‌در طول دوران اشغال عراق توسط نيروهاي آمريكايي تا زمان خروج اين نيروها بيش از 447 زن عراقي در 11 زندان سري آمريكايي در بازداشت بسرمي‌بردند.

وي تاكيد مي‌كند: اين رقم به معناي رقم دقيق و قابل اعتماد نيست، چون روزانه در عراق هزاران مورد بازداشت از اين نوع صورت مي‌گيرد كه در هيج‌جا ثبت نمي‌شود و متهم هيچ گاه به دادگاه جهت بررسي اتهامش معرفي نمي‌شود.

* نداشتن آمار دقيق از زندانيان زن عراقي به دليل شرم و حياي اين زندانيان

اين نكته‌اي است كه "نوال السامرائي "، وزير امور زنان عراق نيز به آن اشاره و تاكيد مي‌كند: از جمله دلايل نداشتن اطلاعات و آمارهاي دقيق از زندانيان زن عراقي علاوه بر عدم ثبت و ضبط مورد بازداشت در هيچ‌يك از مراكز دولتي، زناني هم كه از زندان آزاد مي‌شوند، به خاطر شرم و حياهيچ‌گاه حاضر نيستند،‌ خود را به مراكز دفاع از حقوق بشر يا مراكز مربوطه دولتي معرافي و ترجيح مي‌دهند تا آخر عمر در گوشه انزوا و گاهي به دور از جامعه عمر خود را به پايان برسانند.

* شكنجه زندانيان زن از ابتداي ورود به زندان آغاز مي‌شود

وي مي‌افزايد: اوضاع در زندان‌هاي آمريكايي زنان بسيار اسفبار است و شكنجه و آزار و اذيت آنها از بدو ورود به زندان آغاز مي‌شود.

السامرائي مي‌گويد: بسياري از آنها به محض ورود توسط زندانبان در سلول‌هاي انفرادي قرار مي‌گيرند و براي مدت‌ها اين زندانيان از وحشت تنهايي و شكنجه و آزار و اذيت كه اكثرا قالب تجاوز و تعدي به آنها را مي‌گيرد، رنج مي‌برند.

* تعرض و تجاوز مهمترين شكنجه اعمال شده عليه زندانيان زن عراقي

در همين راستا خبرگزاري فرانسه مدتي پس از اشغال عراق به جمع‌آوري و انتشار شهادت‌ها و گواهي‌هاي زندانيان زن عراقي در زندان‌هاي سري آمريكا در عراق نمود كه به نوشته اين خبرگزاري در تمام آنها اين زنان به مورد تعرض و تجاوز جنسي و بدني قرار گرفتن اعتراف كرده بودند.

* تحقير زندانيان به هر طريق ممكن

اين زنان به خبرگزاري فرانسه تاكيد كرده بودند،‌ جداي از تجاوز و تعرض، از جمله شكنجه‌هاي مورد استفاده در زندان‌هاي سري آمريكا در عراق تحقير و خوار كردن زنداني بخصوص زندانيان زن به هر طريق ممكن بود.

* تجاوز به زنداني در برابر ديدگان همسر

يكي از اين زنداينان كه مدتي را در يكي از اين زندان‌هاي سري آمريكايي سپري كرده بود، به خبرگزاري فرانسه توضيح داد كه چگونه سربازان آمريكايي‌ به يك زنداني زن عراقي در برابر ديدگان همسرش تجاوز كردند و او مجبور شد، پس از ازادي از زندان خودكشي كند.

* عبور دادن برهنه زنان زنداني از كنار زندان مردان

همچنين يكي از زندانياني كه از زندان‌هاي سري آمريكا ر عراق آزاد شده، تعريف مي‌كند كه نظاميان آمريكايي هر روز زنان زنداني را برهنه از كنار چادرهايمان عبور مي‌دادند و زنان به آنها التماس مي‌كردند كه راهي براي نجات دادن آنها از ننگ بيابند و بسياري از زنان عراقي از زندانيان مرد مي‌خواستند، آنها را بكشند تا متحمل اين همه زجر و شكنجه و عار و ننگ نشوند.

* تاكيد گزارش‌هاي رسمي بين المللي بر نقض حقوق بشر در زندان‌هاي سري زنان در عراق

اين نكته‌اي است كه گزارش‌هاي ويژه سازمان ملل متحد و همچنين صليب سرخ جهاني نيز بر آن تاكيد داشته و رسما اظهار مي‌كنند: بيش از 52 درصد زنان عراقي كه در زندان‌هاي آمريكايي بسرمي‌برند، مورد تحاوز و تعدي قرار مي‌گيرند.